| شنبه 25 فروردین 1403 | 05:35
پرشین رمان
پرشین سایت بهترین سایت معرفی و فروش رمان های ایرانی و خارجی …
رمان قهوه ی بدموقع pdf

رمان قهوه ی بدموقع pdf

این روزا دیگه تنها جایی که توش واقعا آزادیم ،

فقط کوچه پس‌کوچه‌های ذهنمون نیست .

این روزا ما کنار همدیگه هم آزادیم دیگه .

اون‌قدر که دیگه می‌تونیم واضح بگیم و بنویسیم که حق زن‌ها چیه و چقدرش پایمال شده…

و آزارشون داده و حق مردها چیه و چقدر اذیت شدن برای گرفتنش تو این کشور .

ما دیگه آدمای سابق با اون دیدگاها و اون عقاید نیستیم. ما می‌دونیم به این دنیا اومدیم

تا روی زمین تاثیر بزرگ و زیبایی به جا بذاریم . مثل یه اثر هنری بدرخشیم و جهان رو قشنگ‌تر و آزادتر از قبل کنیم .

“قهوه‌ی بدموقع” رو می‌خوام تقدیمتون کنم اما قبلش باید بگم این رمان یکم فرق داره با بقیه . …

این بار قصه‌ی پسرایی رو گفتم که آرزوهای بزرگ دارن اما اینجا اندازه‌ی ما دخترا برای رسیدن به رویاهاشون سختی میکشن …

اگه قرار چیزی رو نادیده نگیریم پس باید همه رو ببینیم . دختر ،پسر ، کودک ، نوجوون ، جوون ، سالمند ، طبیعت ، حیوان و همه چیز رو.

رمان قهوه ی بدموقع pdf

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب

رمان قهوه ی بدموقع pdf

این روزا دیگه تنها جایی که توش واقعا آزادیم ،

فقط کوچه پس‌کوچه‌های ذهنمون نیست .

این روزا ما کنار همدیگه هم آزادیم دیگه .

اون‌قدر که دیگه می‌تونیم واضح بگیم و بنویسیم که حق زن‌ها چیه و چقدرش پایمال شده...

و آزارشون داده و حق مردها چیه و چقدر اذیت شدن برای گرفتنش تو این کشور .

ما دیگه آدمای سابق با اون دیدگاها و اون عقاید نیستیم. ما می‌دونیم به این دنیا اومدیم

تا روی زمین تاثیر بزرگ و زیبایی به جا بذاریم . مثل یه اثر هنری بدرخشیم و جهان رو قشنگ‌تر و آزادتر از قبل کنیم .

"قهوه‌ی بدموقع" رو می‌خوام تقدیمتون کنم اما قبلش باید بگم این رمان یکم فرق داره با بقیه . ...

این بار قصه‌ی پسرایی رو گفتم که آرزوهای بزرگ دارن اما اینجا اندازه‌ی ما دخترا برای رسیدن به رویاهاشون سختی میکشن ...

اگه قرار چیزی رو نادیده نگیریم پس باید همه رو ببینیم . دختر ،پسر ، کودک ، نوجوون ، جوون ، سالمند ، طبیعت ، حیوان و همه چیز رو.

رمان قهوه ی بدموقع pdf
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: رمان قهوه ی بدموقع pdf
  • ژانر: اجتماعی
  • نویسنده: طناز حسینی
  • برچسب ها:
لینک کوتاه مطلب:
دیگر نوشته های
    نظرات
    • پردیس کاشانی
      ۱۲ مهر ۱۴۰۲ | ۱۵:۲۰

      واووووو بازم نویسنده‌ی محبوبم دست به قلم شده.حتما در اسرع وقت مطالعه خواهد شد.ممنون از سایت خوبتون

      • زهرا مدیر سایت
        ۱۴ بهمن ۱۴۰۲ | ۱۱:۵۸

        درود خیلی ممنون از نگاه زیبای شما

    • خانم ناصریان
      ۱۶ مهر ۱۴۰۲ | ۲۰:۳۸

      والله کمی از خدا هم نویسنده حیا کنه که او را آفریده،
      سرزمین مادری ایران عزیز چه حقی از دخترا خورده که هی نیش میزنید،خدایی زنها اگر حقوق انسانی رو در جامعه ایران ندارن،پس تو کشورهای هرزه آمریکا و اروپا دارن یا کشورهای عقب مانده عربی،کمی منصف باش ادم

      • alimirzaye مدیر سایت
        ۲۹ آبان ۱۴۰۲ | ۱۳:۵۳

        درود بر شما عزیز بابت نظری که ثبت کردید از شما مچکریم حتما این مورد رو به نویسنده میرسونیم من نمیدونم چی این داستان شمارو نارحت کرده چون نخوندمش خودم هنوز ولی خوب از شما خواهش میکنم شکیبا باشید و به این مورد توجه کنید که همیشه هیچ چیز ایده عال نیست و نویسنده ها بیشتر واقعیت های جامعرو داستان میکنن شاید نظر شما درست باشه ولی خوب همیشه همه چیز باب میل ادم نیست و میشه با انتقاد و صحبت بیشتر حلش کرد

    • کارن
      ۲۰ مهر ۱۴۰۲ | ۱۴:۵۶

      خیلی جالب و قشنگ بود و اوضاع بزرگ شدن ما رو تو ایران خیلی واضح و کامل بیان کرده بود.واقعا همه‌ی ما مثل شخصیت این رمان با زندگی تو جنگیم

      • alimirzaye مدیر سایت
        ۲۹ آبان ۱۴۰۲ | ۱۳:۵۴

        درود عزیز حتما نظرات شمارو به نویسنده میرسونیم تا ایشونم از حمایت شما روحیه گرفته و قویتر ادامه بدن

      • زهرا مدیر سایت
        ۱۴ بهمن ۱۴۰۲ | ۱۲:۰۰

        درود خیلی ممنون بابت نگاه زیباتون

    • سیما احدی
      ۲۶ مهر ۱۴۰۲ | ۱۲:۱۶

      قشنگ بود.خیلی دوسش داشتم.داستان زندگی همه‌‌ی ما مردم ایران بود واقعا🖤❤

      • زهرا مدیر سایت
        ۱۴ بهمن ۱۴۰۲ | ۱۲:۰۱

        درود خیلی ممنون از نظر زیباتون

    • شایسته نامدار
      ۲۷ مهر ۱۴۰۲ | ۱۴:۰۴

      خیلی رمان قشنگ و سرگرم کننده‌ای بود و با علاقه خیلی زود خوندمش.ممنون ازتون❤

      • زهرا مدیر سایت
        ۱۴ بهمن ۱۴۰۲ | ۱۲:۰۱

        درود خیلی ممنون از نگاه زیباتون

    • فرزانه فروهر
      ۶ آبان ۱۴۰۲ | ۱۵:۵۷

      احساس خوبی رو در من به وجود آورد این رمان.امیدوارم قلمشون مانا باشه خانم حسینی عزیز

      • زهرا مدیر سایت
        ۱۴ بهمن ۱۴۰۲ | ۱۲:۰۳

        درود خیلی ممنون بابت نظر زیباتون حتما به نویسنده میرسونیم

    • دلان کاظمی
      ۷ آبان ۱۴۰۲ | ۰۶:۰۱

      کتاب خیلی خفنی بود مخصوصا از وقتی ماهچهره اومد تو داستان ، خیلی جالب شد. پرفکت👍

      • زهرا مدیر سایت
        ۱۴ بهمن ۱۴۰۲ | ۱۲:۰۳

        درود خیلی ممنون بابت نظر زیباتون

    • م.میراث
      ۹ آبان ۱۴۰۲ | ۲۰:۴۰

      🤯چقدر پیچیده بود،مغزم ترکید. ولی خوب بود کلا داستانش.شبیه زندگی من می‌شد یه جاهایی

      • زهرا مدیر سایت
        ۱۴ بهمن ۱۴۰۲ | ۱۲:۰۴

        درود خیلی ممنون بابت نظر زیباتون

    • مینامباشری
      ۱۰ آبان ۱۴۰۲ | ۲۱:۵۵

      عالی بود👏

    • خشایاراعتمادی
      ۲۲ آبان ۱۴۰۲ | ۱۰:۵۵

      تامل‌برانگیز و متفاوت بود👍👍👍👍👍

    • سحریوسفی
      ۲۵ آذر ۱۴۰۲ | ۱۲:۰۵

      لذت بخش بود و جذاب

    • Nima beheshti
      ۲۷ آذر ۱۴۰۲ | ۱۸:۵۴

      حالا آخرش چرا طرف برگشت همون جایی که اول داستان بود؟پس اون همه تلاش چی شد؟حداقل چهارتا چیز براش میموند آخر عمری

      • زهرا مدیر سایت
        ۱۴ بهمن ۱۴۰۲ | ۱۱:۵۸

        درود عزیز نظرات شمارو به نویسنده میرسونیم

    • Negar fazli
      ۹ بهمن ۱۴۰۲ | ۲۲:۵۱

      تلفیقی از خوش شانسیای بی اساس و بدشانسی‌های اساسی‌تر سال‌های اخیر ما ایرانیا بود انگار.
      داستانش با کیفیت و ماهرانه نوشته شده بود اما میشد بیشتر ادامش داد و جزئیات بیشتری رو نوشت

    نام (الزامی)

    ایمیل (الزامی)

    وبسایت

    ورود کاربران
    درباره سایت
    سایت پرشین رمان یک مرجع معتبر برای خرید بهترین رمان های ایرانو جهان لطفا با ما همراه باشید به زودی اپ بزرگ ما هم فعال خواهد شد که امکانات بی نظیری برای شما خواد داشت ... منتظر باشید ...
    آخرین نظرات
    • Mehrdadbanianقصه‌ ی قشنگی بود اما کاش دختره هیچ وقت برنمیگشت ایران که اون قدر اذیت بشه.اصلا ت...
    • Sepehrhashemiخیلییی دوسش داشتم و‌لحظه‌های خوبی رو با خوندن این رمان سپری کردم.قلم نویسنده مان...
    • زهرادرود خیلی ممنون بابت نظر زیباتون...
    • زهرادرود خیلی ممنون بابت نظر زیباتون...
    • زهرادرود خیلی ممنون بابت نظر زیباتون حتما به نویسنده میرسونیم...
    • زهرادرود خیلی ممنون از نگاه زیباتون...
    • زهرادرود خیلی ممنون از نظر زیباتون...
    • زهرادرود خیلی ممنون بابت نگاه زیباتون...
    • زهرادرود خیلی ممنون از نگاه زیبای شما...
    • زهرادرود عزیز نظرات شمارو به نویسنده میرسونیم...
    شبکه های اجتماعی
    کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " پرشین رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
    طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.