| پنجشنبه 10 اسفند 1402 | 07:20
پرشین رمان
پرشین سایت بهترین سایت معرفی و فروش رمان های ایرانی و خارجی …
تخفیف

تومان۲۴۵۰۰

رمان به وقت پاییز pdf

 نام رمان : به وقت پاییز

 نویسنده رمان : آذین بانو

 ژانر رمان : عاشقانه

توضیحات

رمان به وقت پاییز pdf

من پاییز دختری که توی ۱۸ سالگی

مادرم رو از دست دادم

و تصمیم گرفتم تنها زندگی کنم

اما اون موقع وضع مالیم

برای عملی کردن تصمیم

خوب نبود ولی به لطف

بابا و حمایت مالیش موفق شدم.

البته ازدواج زود هنگام بابا

بعد از مرگ مادرم با نازنین دختری

هم سن و سال خودم‌ توی

تحقق این تصمیم بی تاثیر نبود.

و حالا من دختری که بعد

از چندین سال سختی به یکی

از بهترین وکیل‌های این شهر تبدیل شدم

و زندگیم رنگ و بوی آرامش گرفته بود

ولی با اومدن مهراد…

قسمتی از رمان »

کلید را داخل قفل چرخاندم

وقتی وارد منزل شدم

اولین کاری که کردم دنبال کنترل

کولر گشتم،

از شدت گرما عرق کرده بودم و

لی بی توجه به اینکه ممکنه

سرما بخورم مانتویم را در آوردم

و تنم را به خنکی باد کولر سپردم.

چشمایم را بستم و از باد خنکی

به تنم می خورد لذت بردم.

طبق عادت همیشه ام به

سمت حمام رفتم و دوش

پنج دقیقه ای گرفتم،

آب سرد رو تا آخر باز کردم،

تمام تنم را به یکباره زیر آب سرد بردم،

نفسم از شدت سرما بند آمد و تنم لرزید

،‌ هر بار می گفتم این آخرین دفعه است

ولی هر بار تکرار می کردم و تکرار!

رمان به وقت پاییز pdf

رمان های پیشنهادی سایت: 

رمان اسو

رمان بار دیگر باتو

رمان ترنج

برای دانلود هریک کلیک کنید

  • اشتراک گذاری
  • 993 روز پيش
  • alimirzaye
  • 19,156 views
  • تومان۲۴۵۰۰
  • ارسال نظر
لینک کوتاه محصول:
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

ورود کاربران
درباره سایت
سایت پرشین رمان یک مرجع معتبر برای خرید بهترین رمان های ایرانو جهان لطفا با ما همراه باشید به زودی اپ بزرگ ما هم فعال خواهد شد که امکانات بی نظیری برای شما خواد داشت ... منتظر باشید ...
آخرین نظرات
  • زهرادرود خیلی ممنون بابت نظر زیباتون...
  • زهرادرود خیلی ممنون بابت نظر زیباتون...
  • زهرادرود خیلی ممنون بابت نظر زیباتون حتما به نویسنده میرسونیم...
  • زهرادرود خیلی ممنون از نگاه زیباتون...
  • زهرادرود خیلی ممنون از نظر زیباتون...
  • زهرادرود خیلی ممنون بابت نگاه زیباتون...
  • زهرادرود خیلی ممنون از نگاه زیبای شما...
  • زهرادرود عزیز نظرات شمارو به نویسنده میرسونیم...
  • Negar fazliتلفیقی از خوش شانسیای بی اساس و بدشانسی‌های اساسی‌تر سال‌های اخیر ما ایرانیا بود...
  • Nima beheshtiحالا آخرش چرا طرف برگشت همون جایی که اول داستان بود؟پس اون همه تلاش چی شد؟حداقل...
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " پرشین رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.