پرشین رمان
پرشین سایت بهترین سایت معرفی و فروش رمان های ایرانی و خارجی …

تومان19330

رمان هجوم وهم بیابان ها pdf

 نام رمان : هجوم وهم بیابان ها

 نویسنده رمان : محرابه سادات قدیری (رهایش)

 ژانر رمان : عاشقانه , اجتماعی

توضیحات

رمان هجوم وهم بیابان ها pdf

زندگی پسر سختی کشیده

و خوش قلبی به نام کارون است

که پدر و مادرش از هم جدا شده اند

و زندگی جدیدی را شروع کرده اند

و او پیش مادربزرگش زندگی می کند

که دست بر قضا رابطه

خوبی هم با او ندارد و هر بار

تحقیر می شود،

کارون در عطاری دایی بزرگش مشغول

به کار است و دل در گرو ترنجی دارد

که همکار اوست در مغازه،

با مناقشه کوچکی که پیش می آید

رازی از دایی اش آشکار می شود که …

خلاصه رمان هجوم وهم بیابان ها

در را به آرامی بست …

آن قدری آرام که صدای در حیاط

نپیچد و کسی را متوجه ی حضورش نکند …

بعد به آرام تنه چرخاند …

نگاهش به پنجره ی قدی و بزرگ

سالن خانه ی قدیم نشست …

پیرزن مثل بیشتر وقت ها پشت کرده به

حیاط، پشت میز غذاخوری دوازده نفره ای

که خرید آن را جزو افتخارات تاریخ اش

می دانست نشسته و مشغول کاری بود …

کارون قدم ها را

رمان هجوم وهم بیابان ها pdf

آرام و نوک پنجه ای برداشت …

از کنار باغچه راه گرفت،

نرسیده به ایوان خم شد

و ساختمان را دور زد،

پایش به راه باریکه ای که

به پشت ساختمان می رفت نرسیده

بود که صدای :میخکوبش کرد

و پلک هایش را روی هم نشاند!

علیک سلام …

کارون با تعلل چشم ها را باز کرد،

لبخند دندان نمایی روی

صورت نشاند و تنه چرخاند …

پیرزن خم شده از نرده های

انتهای ترین قسمت ایوان،

با آن اخم همیشگی خیره ی او بود …

کارون سری تکان داد …

سلام عزیز جون ..

اخم پیرزن عمق گرفت …

کارون دست به موهای آشفته اش کشید

و سعی کرد کم موجه تر به نظر بیاید …

خوبی شما؟! …

نگفته بودم نبینمت این ورا؟ …

کارون ژست متفکری به خود گرفت …

اخم نشسته بر صورتش،

چشم های باریک شده و لب های

به هم فشرده نشان می داد

چرتی را مرور می کند گفته بودی؟

چهره ی پیرزن لحظه به لحظه

برافروخته تر می شد …

کارون فوری سری بالا و پایین  کرد …

آره آره … گفته بودی …

یعنی نگفته بودی این ورا …

گفته بودی … اممم …

فکر کنم همینو دقیق گفته بودی …

بابا ایول حافظه!!

دو ثانیه ی دیگه این جا نیستی …

کارون با حفظ لبخندش سری

به علامت مثبت تکان داد! چشم ….

رمان هجوم وهم بیابان ها pdf

پا به هم جفت کرد،

سلام نظام داد و به سمت

رمان های پیشنهادی سایت :

رمان ترنج

رمان موسم باران

رمان برسد به دست اهو

برای دانلود هریک روی نامش کلیک کنید

  • اشتراک گذاری
  • برچسب ها:
https://persiannovell1.ir/?p=352
لینک کوتاه مطلب:
مطالب مرتبط
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

مطالب پر لایک
  • مطلبی وجود ندارد !
مطالب محبوب
  • مطلبی وجود ندارد !
درباره سایت
سایت پرشین رمان یک مرجع معتبر برای خرید بهترین رمان های ایرانو جهان لطفا با ما همراه باشید به زودی اپ بزرگ ما هم فعال خواهد شد که امکانات بی نظیری برای شما خواد داشت ... منتظر باشید ...
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " پرشین رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.