| شنبه 2 تیر 1403 | 13:09

پرشین رمان

پرشین سایت بهترین سایت معرفی و فروش رمان های ایرانی و خارجی …

رمان پرنده در قفس خواهد مرد pdf

رمان پرنده در قفس خواهد مرد pdf

روایتی_عاشقانه_به_قلم_باده

ژانر : عاشقانه ، اجتماعی ، ارباب رعیتی

 

خلاصه:

‌دلوان دختری با اصالت که در خانواده ی اشرافی و بسیار پولداری زندگی می کند که بر خلاف جریان زندگیش و خانواده ی اشرافیش،

با دلبستن به پسری از طبقه پایین جامعه، تابو شکنی می کند،

خانوادش با جدیت تمام مخالفت می کنند دلوان که نمی تواند دوری پسر را تحمل کند

با خانواده مخالفت می کند و فقط دنبال راهی برای رسیدن به عشقش می گرده

اما به طور ناگهانی همان پسر دلوان را ترک می کند و ناپدید می شود

و دختر قصه که خانواده را مقصر می داند آنها را طرد می کند و به تنهایی زندگی می کند

کینه ی دوری از آن پسر را به دل می گیرد تا اینکه پس از سالها وارد یه شرکت بزرگ تبلیغاتی  میشود

و تصمیم می گیرد با کار کردن در آن شرکت اوقات بگذراند و از فکر و خیال جدا باشد چند ماه بعد متوجه میشود

رئیس شرکت پسری تلخ و سر سخت و جدیست ….یه پسر تلخ و مغرور که خودش و خیلی بالا میدید…تا اینکه ..‌‌

به سلامتی یک شکوفه زیر تگرگ pdf

به سلامتی یک شکوفه زیر تگرگ pdf

 

به_سلامتی_یک_شکوفه_زیر_تگرگ

نویسنده: مهدیه_افشار

ژانر: عاشقانه_اجتماعی_هیجانی

 

خلاصه:

سرمه آقاخانی دختری که بعد از ورشکستگی پدرش با تمام توان برای بالا کشیدن دوباره‌ی خانواده‌اش تلاش می‌کنه. دست به هر کاری می‌زنه تا بتونه حق خانوادش و پس بگیره و با تمام توانش تلاش می‌کنه تا اینکه..‌‌.

با پیشنهاد وسوسه‌انگیزی از طرف یک شرکت، نمی‌تونه مقاومت کنه و بعد متوجه می‌شه تو دردسر بدی افتاده…

میراث قجری مرد خوشتیپی که حواس هر زنی رو پرت می‌کنه، اصلا اون چیزی نیست که نشون می‌ده.

نه یک جنتلمن نه یک مرد قانونمند… که از قضا خیلی هم جذاب بود و چهره ی زیبایی داشت.

میراث قجری، مردی که دو چهره و دو زندگی داره!  خیلی مرموز و تمیز بدون اینکه کسی متوجه بشه به جای دو نفر زندگی میکنه و….

ورود این شازده قجری به زندگی تکراری سرمه نظم و آرامشش رو بهم می‌زنه و…شروع ماجرای پرهیاهوی زندگی سرمه است ….

رمان طنین یک فریاد pdf

رمان طنین یک فریاد pdf

طنین_یک_فریاد

 

نویسنده: آیدا_باقری

 

ژانر: عاشقانه ، پلیسی

 

خلاصه:

#طنین، یه دختر نابغه که خیلی تیز هوشه و توی همه ی آزمون‌ ها بهترین رتبه ها رو میاره…. متاسفانه مادر طنین طی اتفاقی بیمار میشه و از دنیا میره …. دخترنابغه ای که بعد از مرگ مادرش مجبوره که با پدر و زن باباش زندگی کنه، یه زندگی سرتاسر درد و رنج و تحقیر…یه زن بدجنس که جز خواسته های خودش دیگه به کسی فکر نمیکنه و از هر فرصتی برای اذیت کردن طنین استفاده میکنه درد بی مادری یه طرف ، تحمل آزار و اذیت کردن اینا یه طرف جالب اینجاست از طرف پدر خودش هم لطمه دیده بود.

طنینی که جز نخبگان کشوره، اما برای رهایی از زندانی که زن باباش براش درست کرده، حاضر میشه با #فریاد، گنده لات شهر که از قضا پسرعموشه و متاهل ازدواج کنه. یه زندگی متفاوت که با فریاد معنی پیدا می کنه وطنین خانم میفهمه که این فریاد خان درواقع یه…….

رمان کوچه عطرآگین خیالت pdf

رمان کوچه عطرآگین خیالت pdf

 

رمان: کوچه_عطرآگین_خیالت

نویسنده: رویا_احمدیان

ژانر: عاشقانه ، اجتماعی

خلاصه:

صورتش غرقِ عرق شده و نفسهای دخترک که صدایش از استرس خیلی بلند بود به گوشش رسید ، موجب شد با ترس لب بزند.

– برگشتی!

دستهای یخ زده و کوچکِ آیه یخ کرده بود آیا او واقعا خودش بود یا نکند مثل همیشه خواب باشد

دلش برایش پر می‌کشید و قند در دلش آب میشد آیا او همان عشق عزیزش بود مانده بود که چه طور این مدت را بدون او سپری کرده ….

– برگشتم… برگشتم چون دلم برات تنگ شده بود.

مرد تلخ و گزنده پوزخند زده و چشمهایش از خوشحالی برق زد

وارد خانه شد و ذوق زده همه جا را نگاه می کرد حتی دلش برای آن خانه هم تنگ شده بود چه برسه به عشق دوست داشتنیش…‌.

رمان نیل pdf

رمان نیل pdf

رمان نیل pdf

 

رمان: نیل

 

نویسنده : فاطمه_خاوریان (سایه)

ژانر : عاشقانه

خلاصه:

 

نیلا نام دختری  زیبا و مغرور که وقتی از عشقش به خاطر دلایلی جدا میشه آسیب زیادی میبینه و تا مدت طولانی نمیتونه با کسی وارد رابطه بشه ،طی یه اتفاق بعد از سال ها به عشق گذشته اش برمی خوره اما رابطه ی سمی که با سپهر داره و درگیرشِ مانع از رسیدن دوباره اش به دانیار مشرقی می شه. بالاخره تهدیدای  سپهر کار دستش می ده و یه شب توی بیهوشی اسیر دستاش میشه! سپهر یه مریضه واقعیه یه روانی که اگه چیزی رو بخواد باید هر طور شده به دستش بیاره حاضر بود نیلا رو قربانی کنه ولی هرگز رهاش نکنه که پیش یه نفر دیگه باشه ….نیلا اما هنوزم توی گذشته زندگی میکنه هنوز تب عشق دانیار براش مثل روزای اوله نمیتونه اون همه خاطره ی خوب و فراموش کنه هیچوقت نمیتونه از یاد ببره چطور عشقش و از دست داد و با اون اتفاق از هم دور شدن….

رمان عیان pdf

رمان عیان pdf

 

رمان : عیان

 نویسنده : آذر_اول

ژانر : عاشقانه ، معمایی

 

خلاصه :

– جلوی شوهر قبلیت هم غذای شور گذاشتی که در رفت!؟

بغضم را به سختی قورت می دهم.

– ب… ببخشید، مگه شوره؟

هاتف در جواب قاشق را محکم روی میز می کوبد.

نیشخند ریزی می زند.

– نه شیرینه… من مرض دارم می گم شوره!

با وجود همه ی کم توقع بودن و تلاش کردن همیشگیم برای زندگی بازم همیشه دنبال بهونه می‌گشت تا یه جوری بهم توهین کنه انگار از تحقیر کردن زنش لذت می‌برد با وجود حال بدم پاشدم خونه رو مرتب کردم و غذا درست کردم سعی کردم بهترین خودم باشم ولی این آدم هیچوقت خوبی های من به چشمش نمی اومد همیشه دنبال بهونه برای کتک کاری و دعوا و توهین بود…. البته از نقطه ضعف منم خوب استفاده می کرد …البته این شروع ماجراست و سرنوشت خوابای زیادی برام دیده….

رمان تیر آخر pdf

رمان تیر آخر pdf

 

نام رمان : #تیر_آخر

 

نویسنده: لنا_عسکری

 

ژانر : پلیسی_عاشقانه_جنایی_معمایی

 

خلاصه :

یک سال از بهم خوردن عقد عاشقانه‌ی ستاره می‌گذرد و حالا صفحه‌ی جدیدی با نام”پولاد” با عنوان”همسر” در زندگیش باز شده است.

صفحه‌ای خالی از عشق و محبت و مملوء از دوری و…شبیه یه ازدواج اجباری که با یه اتفاق بهشون تحمیل شده بود…روزای سرد و سختی بود…

که با دزدیده شدن ستاره در یک شب سرد بارانی ابر‌های سیاه و سفید بر زندگی‌شان سایه می‌بندند. دقیقا مثل همون ابرها یه زندگی سیاه و سفید و طی میکردن..‌

که با استعفای پولاد و عوض شدن مسیر شغلش، برگ جدیدی در صفحه‌ی زندگی‌شان باز می‌شود!

رمان یک تو pdf

رمان یک تو pdf

رمان یک تو pdf

 

یک_تو

نویسنده: مریم_سلطانی

ژانر: عاشقانه

 

خلاصه:

سروصدایی که به یک‌مرتبه از پشت‌سرش به هوا خاست، نگاهش را که دقایقی می‌شد به میز میخ شده بود، کند و با رخوت گرداند.

پشت‌سرش، چند متری آن‌طرف‌تر دوستانش سرخوشانه سرگرم بازی‌ای بودند که هر شب او پای میزش بساط کرده بود و امشب برخلاف تمام شب‌هایی که او خودش دوستانش را آنجا جمع می‌کرد، نه حوصله‌ی بازی محبوبش را داشت و نه دوستانی که نگفته هم حالِ ناخوشِ امشب او را درک کرده بودند و او را با خودش و بزمی که روی میز برای خود برپا کرده بود تنها گذاشتند. حال خوبی نداشت و هر کس با یک نگاه می‌توانست به آشوب قلبش پی ببرد با خودش میگفت تو که حوصله ی شلوغی را نداری چرا مهمان دعوت کردی خودم تو سرم به این سوالم خندیدم….

رمان هذیون pdf

رمان هذیون pdf

رمان هذیون pdf

رمان : هذیون

نویسنده: فاطمه_سآد

ژانر: #عاشقانه

 

خلاصه:

آرنجم رو به زمین تکیه دادم و به سختی نیم‌خیز شدم تا بتونم بشینم. یقه‌ام رو تو مشتم گرفتم و در حالی که نفس نفس می‌زدم؛ سرم به دیوار تکیه دادم. ساق دستم درد می‌کرد و رد ناخون، قرمز و خط خطی‌اش کرده بود و با هر حرکتی که به دستم می‌دادم چنان دردی تو مچم می‌پیچید که ناخودآگاه ریتم نفس‌هام تند می‌شد اما با این همه دردش در برابر درد قلب زخمی‌ام هیچ چیز نبود.

بوی غذای سوخته خونه رو پر کرده بود و تلفن خونه بی‌وقفه زنگ می‌خورد ولی مغزم خالی‌تر از اونی بود که بتونه دست و پام رو راهنمایی کنه چیکار باید بکنند. فکرم خالی بود یه جوری هیچ چیزی یادم نمی اومد فقط درد قلبم و خوب حس میکردم .مغزم خالی از هر چیزی بود حجم خستگی مغزم خیلی زیاد بود سرم خیلی سنگین بود ولی باید ادامه میدادم….

رمان فال نیک pdf

رمان فال نیک pdf

رمان :فال_نیک

 

نویسنده: بیتا_فرخی

 

ژانر: عاشقانه رئیس_کارمندی

 

خلاصه:

همان‌طور که کوله‌‌ی سبک جینش را روی دوش جابه‌جا می‌کرد، با قدم‌های بلند از ایستگاه مترو بیرون آمد  وای که این مترو هیچوقت خلوت نیست، کنار خیابان این‌ پا و آن پا شد. نگاه جستجوگرش به دنبال ماشین کرایه‌ای خالی می‌چرخید و دلش از هیجانِ نزدیکی به مقصد در تلاطم بود! از صبح انگار همه چیز داشت روی دور تند اتفاق می‌افتاد؛ از همان وقت که زنگ خبر گوشی‌اش به صدا درآمده و جیران هم بعدش تماس گرفته بود و به عمد با آن لحن اغواگرش ماشین رخت‌شویی فخری خانم را در دلش روشن کرده بود! یاد فخری خانم لبخندی کمرنگ بر لبش نشاند و با خودش فکر کرد اگر زن بی‌چاره بداند اسم ماشین لباسشویی‌اش را روی دل‌آشوبه‌هایش گذاشته‌ است کلی تعجب می‌کند! امروز یکم بیشتر به خودش رسیده بود ولی با این وجود اعتماد به نفس کافی و نداشت و تو دلش دعا می‌کرد که سوتی نده و همه چی به خوبی پیش بره ….‌

ورود کاربران
درباره سایت
سایت پرشین رمان یک مرجع معتبر برای خرید بهترین رمان های ایرانو جهان لطفا با ما همراه باشید به زودی اپ بزرگ ما هم فعال خواهد شد که امکانات بی نظیری برای شما خواد داشت ... منتظر باشید ...
آخرین نظرات
  • alimirzayeسلام خانم صادقی مدیر سایت هستم 09221706572 لطفا به من پیام بدید در تلگرام...
  • alimirzayeسلام عزیز 09221706572 تلگرام پیام بدید و اگر نمیتونید از سایت خرید تلگرام ادمین...
  • Zahraسلام میتونید برا من بفرستید من برا شما پول بریزم...
  • Fereshteخوب بود و تاثیرگذار با یه روند بسیار احساسی اما قابل قبول...
  • Nabatجالب و قشنگ بود این رمان.طول کشید خوندنش اما ارزش داشت.بازم دوس دارم در آینده بخ...
  • اعظم صادقیبا سلام اعظم صادقی هستم نویسنده ی رمان ممنون بابت نظر شما، بله در دنیای واقعی از...
  • ناشناسبه نظرم فالوور های این سبک رمان ها خیلی قصه های سیندرلایی ❤️ دارن منکه 🤣خدایی حا...
  • Aishaخیلی خوب بود داستانش.تاثیر خوبی گذاشت روم و تا مدت‌ها توی ذهنم میچرخید...
  • Mahoorکتاب خوبی بود و لذت بردم مخصوصا از فصل چهل به بعد عالی پیش رفت قصه...
  • alimirzayeسلام عزیزبرای پی گیری جلد دو به شماره ی 09221706572 پیام بدید در تلگرام یا واتس...
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " پرشین رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.